موسسه فرهنگی تمهید قم

موسسه تمهید،موسسه تخصصی در زمینه تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

موسسه فرهنگی تمهید قم

موسسه تمهید،موسسه تخصصی در زمینه تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

رویکرد تفسیر تنزیلی:
* ارائه تصویری کلی از مهندسی عمیق و دقیق تحول قرآنی از دریچه ی آشنایی با روش حاکم در قرآن؛
* اشاره به توزیع عالمانه و هنرمندانه ی مفاهیم و ارزش های دینی در سراسر آیات قرآن؛
* پرده برداری از ترکیب حکیمانه محتوا و ساختار آیات و سور در جریان نزول تدریجی قرآن؛
* تبیین روشمند نزول کلام وحی در راستای تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ الاهی؛
* بیان پیوستگی منطقی مفاهیم و معانی قرآنی؛
شنبه تا چهارشنبه 10 تا 12
حضور با تماس قبلی
آدرس: قم، خ شهید صدوقی، خ 20 متری فجر، پ 286
تلفن: 02532920244
طبقه بندی موضوعی

۶۴ مطلب با موضوع «تفسیر تنزیلی :: انواع سبک ها :: ترتیبی تنزیلی» ثبت شده است

نکته ای که در ویراست جدید جلد دوم به زودی خواهید خواند:

با قلم استاد بهجتپور در پاسخ به این سوال همراه خواهیم شد:

نکته : اشاره به اسامی قرآن تاکنون

پس از آنکه خداوند در سوره قدر، نزول قرآن را به شکل ضمیراز جانب خود و در شب قدر شمرد: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَةِ الْقَدْر» (قدر/1) در این آیه، قرآن را  مجید خوانده و آن را  موجود در لوح محفوظ شمرد تا پس از اثبات نزول آن از جانب خود در شب قدر، بر مجد و عظمت و نیز حفظ و مصونیت آن اشاره کرده باشد.

بررسی ها نشان می دهد که در سیر نزول قران این اولین باری است که از کلام نازل شده بر پیامبر اکرم 9 با تعبیر «قرآن» یاد می شود. البته گذشت که این واژه اولین بار در سوره مزمل (نزول 3) واژه «القرآن» به کار رفته که در اطلاق اصطلاحی آن اختلاف است.

برای کلام الهی از نامهای گوناگونی استفاده شده است؛ بررسی ها نشان می دهد که قرآن ابتدا ذکر معرفی شد: « وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمینَ » قلم 2/ 52 بعد ازسوره مزمل ، در چهارمین سوره یعنی سوره مدثر از کلام الهی با وصف «تذکره» یاد شده و می فرماید قرآن پندی است که تأثیر آن بر مخاطب بستگی به خواست و اراده او دارد: «کَلَّا إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ فَمَن شَاءَ ذَکَرَهُ» (مدثر/54-55)

در سوره تکویر هفتمین سوره نازل شده نیز این این کلام با تعبیر «قول جبرئیل امین» مورد توجه قرارداده شد: «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ » (تکویر/19-25)

در سوره اعلی هشتمین سوره نیز پیامبر را از فراموشی آیاتی که بر ایشان خوانده می شود تبرئه کرده و می رساند ایشان قرآن را بدون هیچ کم و کاستی بر مردم خواهد خواند: «سَنُقْرِئُکَ فَلَا تَنسى» (اعلی/6) در این آیه روشن می شود که این کلام نازل شده از جنس اقراء و خواندنی است که پیامبر بر مردم می خواند.

در بیست و سومین سوره یعنی سوره نجم

با توجه به غرض و محتوای سوره قاف، در ذیل آیات

أَلْقِیَا فىِ جَهَنَّمَ کلُ‏َّ کَفَّارٍ عَنِیدٍ(24)
مَّنَّاعٍ لِّلْخَیرِْ مُعْتَدٍ مُّرِیبٍ(25)
الَّذِى جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَاهًا ءَاخَرَ فَأَلْقِیَاهُ فىِ الْعَذَابِ الشَّدِیدِ(26)

می توان نکته ای را برداشت کرد که شاید در این روزها خوب است برخی ها که واقعا دارند آخرت خودشان را بخاطر شک و تردیدی که در دل مردم می اندازند و در جبهه حق تزلزل ایجاد می کنند، به این هشدار توجه کرده و از راه خطایی که می روند، برگردند.

در جلد دوم تفسیر همگام با وحی در ویراست جدید که به زودی ارائه خواهد شد، در ترجمه تفسیری این آیات و نکات پس از تفسیر این آیات می خوانیم.

مراد آیات:
به دنبال گزارش فرشته، خدای متعال دستور جهنمی ‌شدن این کافر و همه‌ی کافرانی را که نظیر او هستند، به آن دو فرشته‌ی «سائق» و «شهید» می‎دهد: بیندازید در جهنم هر شخصی را که بسیار ناسپاس و یا بسیار کافر است و با حق به شدت ستیزگر است؛ شدیداً مانع خیر می‌شود؛ تجاوزگری به مرزهای معقول و مشروع دارد. گرفتار شک و بدبینی ‌است یا دیگران را در موضوع رسالت پیامبر اکرم و حیات دوباره جسم انسان ها به شک و تردید می‎اندازد. آن که برای خدا، شریک در الوهیت قرار می‎دهد، پس این شخص مشرک را در عذاب شدید بیندازید .

نکته ها:

1. امکان دارد بین این صفات شش‌گانه ارتباطی باشد؛
به این معنی که فردی که مبالغه‌ی در کفر و انکار حقایق کرده باشد، از مرحله‎ی انکار فراتر رفته و به دشمنی با آن می‎پردازد.
همین دشمنی موجب می‎گردد که به جلوگیری از انجام خیر دست بزند؛ زیرا دشمنی با حق و فرورفتن در باطل نه تنها مانع انسان از انجام خیر است، بلکه نسبت به کفری که دارد، موجب منع دیگران از خیر می‎گردد.
ممانعت از خیر در مرحله‌ی دیگر، انسان را به تجاوز به حق و

#نکته_روش_شناختی
#سوره ق
#قاف
#همگام_با_وحی


شیوه ‎ای که قرآن در مورد گذر کردن از چالش میان کفار و پیامبر اکرم در موضوع رسالت و زندگی دوباره در سوره قاف مطرح کرده، عبارت است از:

الف) توضیح موضع کافران و تعجب آنان در مورد ارسال هشدار دهنده‎ای از میان ایشان و تعجب از حیات دوباره (آیات 2 ـ 4).
ب) بیان ریشه‌ی اصلی چنین موضعی و پاسخ آن (آیات 5 ـ 11).
ج) یادآوری اقوامی که به دنبال تکذیب رسولان، طعم هلاکت را چشیدند (آیات 12 ـ 14).
د) توضیح امکان حیات دوباره، با استفهام انکاری از آنان. به این صورت که اگر در آفرینش نخستین درمانده شده بودیم، جا داشت تا در حیات دوباره‌ی انسان‎ها، احتمال درماندگی ما باشد (آیه 15).
هـ) بیان اطلاع از وسوسه‎هایی که در جان انسان‎ها می‎شود و این‎که مواضع آنان، همگی ثبت می‎شود (آیات 16 ـ 18).
و) بیان این معنی که روزی بر اساس همین رفتار داوری خواهند شد و باید

103. سورۀ نور

شناسة سوره

این سوره در میان مفسران و دانشمندان علوم قرآن فقط به "نور" نامیده شده است. وجه نام­گذاری به سبب به‌کاررفتن این لفظ درآیۀ سی و پنجم سوره است.

این سوره به نظر غالب مفسران و اندیشمندان علوم قرآن مدنی است. برخی بدون هیچ وجه قابل توجهی آیۀ 55 و 58 این سوره را مکی دانسته­اند.[1] سیاق و مفاد این آیات با فضای مدینه و مخاطبان مؤمن سوره تناسب روشنی دارد.

این سوره صد و سومین سوره‌ای است که بعد از سورة نصر و قبل از سورۀ حج بر پیامبر اکرم9 نازل شده است. سورۀ نور با 64 آیه در ترتیب مصحف رسمی در جزء هیجدهم قرآن، در ردیف بیست و چهارم بعد از سورۀ مؤمنون و قبل از سورۀ فرقان قرار دارد.

مقصود سوره

نفوذ برخی از احکام فردی، خانوادگی و اجتماعی مرتبط با عفاف جنسی در قلب مؤمنان با تقویت خوف از خدای متعال. 

محتوای سوره

سوره به پنج بخش به ترتیب زیر تقسیم می­شود:

1. آیۀ 1: هدف سوره؛ انزال آیاتی روشنگر برای تذکر

بخش اول، مقصود از نزول سوره را متذکر می­شود.

2. آیات 2- 20: احکامی دربارۀ زنا

مرحلۀ اول بیان مجازات شدید زن و مرد زناکار و شرط سنگین اثبات قضایی آن، برای غیر مرد و همسرش، "چهار شاهد" و در مورد مرد و همسرش، اجرای "لعان" است، حتی اگر شخصی، دیگرى را متهم کرد ولی نتوانست ادعاى خود را در محکمۀ قضاوت اسلامى به ثبوت برساند خود مجازات شدید (چهار پنجم حد زنا) خواهد داشت، تا کسى تصور نکند مى‌تواند با متهم ساختن دیگران به سادگى آن‌ها را به مجازات اسلامى بکشاند، بلکه به عکس، خود گرفتار مجازات خواهد شد. به همین مناسبت حدیث معروف "افک" و تهمتى که به یکى از همسران پیامبر9زدند مطرح، و به شدت این مسئله را پی می‌گیرد، تا کاملا روشن شود شایعه ساختن برای افراد پاک چه مجازات سختی دارد و چه گناه سنگینی است.

3. آیات 21-33: احکام پیش­گیرانه از انحرافات جنسی

در این بخش به


به حمد الله در ماه مبارک رمضان امسال با توجه به تعطیلی جلسات تفسیر، اما این فرصت فراهم شد که در پای درس تفسیر #مفسر #تنزیلی #قرآن کریم حضرت حجت الاسلام عبدالکریم #بهجت_پور در سوره #دخان بنشینیم و این توفیق نصیب کانال موسسه شد که بتواند با بازنشر این جلسات، خدمتی کوچک به ساحت قرآن انجام دهد.
برای آسان شدن دانلود این جلسات به صورت صوتی بر آن شدیم تا لینک جلسات را به صورت یکجا در اختیار علاقه مندان قرار دهیم تا سریعتر بتوانند به دانلود آن مبادرت نمایند.

این جلسات بیست و سه روز به طول انجامید.


لینک دانلود صوت تفسیر سوره دخان استاد عبدالکریم بهحت پور در کانال موسسه فرهنگی تمهید در ایتا
👇👇👇

🌹جلسه اول
https://eitaa.com/mtamhid/641

🌹جلسه دوم
https://eitaa.com/mtamhid/647

🌹جلسه سوم
https://eitaa.com/mtamhid/657

🌹جلسه چهارم
https://eitaa.com/mtamhid/660

🌹جلسه پنجم
https://eitaa.com/mtamhid/663

🌹جلسه ششم

لینک استماع جلسات تفسیر سوره دخان استاد بهجت پور در ماه مبارک رمضان به صورت آفلاین

با گرفتن کنترل و زدن بر روی لینک ها وارد هر جلسه شوید. پس از ورود امکان دانلود صوت نیز در اختیار شما می باشد.

جلسه اول: 

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/1.mp4

جلسه دوم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/2.mp4

جلسه سوم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/3.mp4

جلسه چهارم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/4.mp4

جلسه پنجم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/5.mp4

جلسه ششم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/6.mp4

جلسه هفتم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/7.mp4

جلسه هشتم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/8.mp4

جلسه نهم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/9.mp4

جلسه دهم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/10.mp4

 

1 آیا پیامبر اکرم6 پیش از تضمینی که در سوره‎ی اعلی هشتمین سوره‎ی نازل‎شده، از پروردگار متعال دریافت کرد، بخشی از آیات نازل‎شده را فراموش می‎کرد؟! پاسخ این سؤال منفی است؛ تضمین حفظ در سوره‎ی اعلی به‎معنی رفع دغدغه‎ی آن حضرت درباره‎ی آینده بود. به این معنا که حضرت6 نگران بود که با انبوه شدن آیات قرآن، نتواند آیات نازل‎شده‎ای را که بر مردم می‎خواند، در حافظه نگه دارد. پروردگار متعال بیان می‎دارد، ما تو را خوانای آیات بر مردم می‎کنیم و به همین دلیل، آیات را فراموش نمی‎کنی! زیرا فرق است بین خوانا شدن عادی و اقراء منتسب به خدا؛ در اقراء عادی، امکان فراموشی هست، اما در اقراء ازسوی خدا، فراموشی راه ندارد. در این ترکیب، فعل مضارع «سَنُقْرِءُکَ» در معنی حال و آینده استعمال شده است و کاشف از عمل مستمر خدا در «اقراء» و خوانا ساختن رسول اکرم6 است. بنابراین، معنی آیه این است که ما قدرت «اقراء» را به تو بخشیده‎ایم، درنتیجه تو پس از خواندن آیات بر مردم، آن آیات را فراموش نخواهی کرد. البته از ابن‎عباس به این مضمون نقل شده است که هرگاه جبرئیل بر پیامبر6 وحی نازل می‎کرد ، پیامبر6 از ترس این‎که مبادا مطالب وحی‎شده را فراموش کند، هنوز جبرئیل از آخر ابلاغ وحی فارغ نشده بود، حضرت6 از اول وحی شروع به خواندن می‌کرد؛ و هنگامی که این آیه نازل شد، پیامبر6 دیگر چیزی را فراموش نکرد». به‎فرض درستی این روایت، اگر گزارش نگرانی پیامبر اکرم6 از حافظه‎ی ایشان باشد، قابل قبول است؛ زیرا حضرت6 راز تفاوت «اقراء خدا» و «اقراء عادی» را تشخیص نمی‌دادند، از‎این‎رو نگران بودند. با نزول آیه، این نگرانی از حضرت زدوده شد. اما اگر مفهومش این باشد که آن جناب6 پیش از سوره‎ی اعلی، آیاتی را فراموش می‎کردند، نادرست است و همان گونه که گذشت، مستفاد از آیه، رفع دغدغه‎ی نگه داشتن آیات قرآن در حافظه‎ی ایشان بود؛ آیاتی که ایشان بر مردم خوانده بودند.

شاید در توجیه مطلب منسوب به ابن‎عباس گفته شود: اگر رسول اکرم6 پیش از نزول آیه‎ی بالا چیزی را فراموش می‌کرده، آن چیز، غیر از وحی بوده؛ زیرا برای ایشان هم مانند هر انسان دیگری، امکان داشت که برخی مطالب و اتفاقات روزمره و ... (نه وحی) را فراموش کند و ترسشان هم به‎جهت امکان سرایت فراموشی به وحی‎هایی هم که به ایشان می‌شد، بود؛ اما پس از نزول این آیه، هیچ مطلبی حتی مطالب غیر قرآنی را از یاد نمی‎بردند و اطمینان و آرامش بر فراموش نکردن وحی، حاصل می‎شد.

2. برخی از مفسران دو آیه‎ی دیگر قرآن را شبیه به مضامین سوره‎ی اعلی دانسته‎اند. اول: آیه‎ی شانزدهم و هفدهم سوره‎ مبارکه‎ی قیامت: «لاتُحَرِّکْ بِهِ لِسانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ؛ زبان خود را به قرآن حرکت مده، پیش از آن‎که وحى بر تو تمام شود، بر ما است که آن را جمع‏آورى کنیم و بر تو بخوانیم» و دوم آیه‎ی صد و چهاردهم سوره‎ی مبارکه‎ی طه: «فَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضَى‏ إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً؛ براى خواندن قرآن پیش از آن‎که وحى آن بر تو تمام شود، عجله مکن! و بگو پروردگارا، علم مرا افزون کن!»[1] به‎نظر می‎رسد با نزول سوره‎ی اعلی (نزول 8) نگرانی آن حضرت درخصوص فراموشی آیاتی که برای مردم می‎خواند، رفع شد. سوره‎ی قیامت (نزول 31) به شرحی که خواهد آمد، درباره‎ی شدت اشتیاق پیامبر اکرم6 به ارشاد مردم بود. ایشان

نکته ناب تنزیلی در ویراست جدید جلد اول تفسیر همگام با وحی سوره مدثر پیرامون واژه ذکر

این مطلب که قرآن، تذکره و یادآوری‎کننده‎ است، در آیات ابتدای نزول، تصریح و تکرار شده است: سوره‎های قلم 2/ 51: «..لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ..»، قلم 2/ 52: «وَ مَا هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمینَ»، مزمل 3/ 19: «إِنَّ هذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبیلاً»، مدثر4 / 31: «وَ ما هِیَ إِلاَّ ذِکْرى‏ لِلْبَشَرِ»، مدثر 4/ 49: «فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضینَ» و مدثر 4/ 54: «کَلاَّ إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ». این آیات نشان از این حقیقت دارد که خدای حکیم در آغاز آشنا ساختن مردم با قرآن، بر اعلام هم‎آهنگی تمام قرآن با نیازهای درونی انسان، اصرار دارد و انسان را یاد کرده و خواست‎های فطری و درونی او را تأمین می‎کند. همین حقیقت، بهترین دلیل درستی قرآن و اهمیت این کتاب در سپهر هدایت است، و انسان پی‎جوی حقیقت را از مطالبه‎ی دلیل بر الهی بودن متن و یا یافتن دلائلی برای ابطال سحر و انسانی بودن محتوا و ساختار قرآن، بی‎نیاز می‎کند. ازاین‎رو، نیازی به

25. سورۀ قدر

این سوره به مناسبت کلمات به کار رفته در آیة اول سوره "قدر"، "لیلۀ‌القدر"، و "انا انزلناه فی لیلۀ‌القدر" نامیده شده است.

دربارۀ مکی یا مدنی بودن سوره، میان مفسران اختلاف است. ریشۀ مسئله به ماجرای خوابی که پیامبر9 دربارة بالا رفتن بوزینه­ها (بنی امیه) از منبرش داشته­اند، باز می­گردد؛ اما باید توجه داشت، روایت شأن نزولی که خواب پیامبر اکرم9 را مبنی بر غصب منبر بیان می‌کند، شاهد مدنی بودن سوره نیست؛ زیرا امکان دارد این رؤیای صادق، سال‌ها قبل از هجرت به مدینه اتفاق افتاده باشد، که تعبیرش چندین سال بعد ظاهر شود؛ چنان‌که حضرت یوسف7 چند دهه قبل از رسیدن به مقام وزارت در مصر، خواب برگزیده شدنش و تمام کردن نعمت الهی بر خود و خاندان یعقوب را دید.[1] صِرف وجود منبر، دلیل بر مدنی بودن خواب پیامبر اسلام9 نیست. آری، برخی روایات، به چُرت حضرت9 بر منبر تصریح دارد، که مؤید مدنی بودن این خواب است؛ لکن نیاز به بررسی سند دارد. به علاوه‌، قراین تطبیقی بودن آن زیاد است؛ چنان‌که در تفسیر نمونه به این مطلب اشاره شده است.[2]

افزون بر آن‌که در تمام جداولی که نام این سوره آمده جزء سوره‌های مکی شمرده شده است. جداول مسند و ترکیبی، ردیف این سوره را بیست و پنجم، پس از سورة عبس و پیش از سورة شمس دانسته‌اند. جدول کتاب المقدمتان نیز سورۀ نازل‌شدۀ پس از قدر را سورة فجر دانسته است.

سورۀ قدر در ترتیب مصحف رسمی در جزء سی ام قرآن، در ردیف نود و هفتم، بعد از سورة علق و قبل از سورۀ بینه قرارگرفته است و پنج آیه دارد.

مقصود سوره

توجه دادن پیامبر9  به نقش پروردگار عالم از جهان غیب در تعیین و فروفرستادن  مقدرات مهم هستی و انسان، و زمان نزول مقدرات.

محتوای سوره

پروردگار متعال، در آغاز برای نشان دادن عظمت شب قدر اعلام می‌کند، قرآن از جانب وی در شب قدر نازل شد. سپس پیامبر اکرم9 را مخاطب قرار می‌دهد و او را از ارزش و اعتبار این شب و نزول همۀ مقدرات در آن آگاه می‌کند.

ارتباط سوره

پروردگار متعال از آغاز نزول قرآن برنامۀ تغییر و اصلاح جامعۀ عصر نزول را در دستور کار قرار داد؛ پیامبر9 در اردوگاه شرک خیمه زد و به عنوان سخنگوی پروردگار با رویکردی انذاری به آسیب شناسی باورها و رفتار جامعه پرداخت.  بخش مهم، تحول در بینش مردم به تغییری ربط دارد که در نگاه آنها به نقش غیب و مشخصاً پروردگار متعال بر هستی و زندگی دنیوی و جهان ماده  اتفاق می افتد. از سوره علق یعنی اولین سوره نازل شده  این نقش تبیین می شد و به تدریج ابعادی از آن در سوره های مختلف بیان می شد. پس از سورۀ کافرون (مکی18) و اعلان برائت رسمی از معبودان، دین و آیین مشرکان و جدا کردن خود از صف آنان و آغاز رسمی و صریح اصلاحات دینی ، تبیین این نقش‌ها پر رنگ‌تر مطرح شد. در سورۀ فیل (مکی19)

رهبرعزیز انقلاب در نماز جمعه باشکوه این هفته با استفاده از سوره ابراهیم (72 نزول در مکه)، دو صفت را برای مردم ایران بیان نمودند؛ «صبار شکور»

بر آن شدیم تا اشاره‎ای داشته باشیم که قرآن برای تربیت نسل مخاطب نزول و ایجاد صفت شکرگزاری در آن‎ها، پیش از این در سیر نزول، در طرحی حکیمانه مبادرت به تربیت شاکرانه مسلمانان نموده است. پیشنهاد بنده برای این روزها، تمرکز طلاب و ائمه جماعات و اساتید حوزه تبیین شکرگزاری و ناسپاسی است، با بیان تفسیرتحلیلی سوره لقمان (57 نزول در مکه). بدین منظور نکته ناب روش‎شناختی که در تفسیر همگام با وحی جلد ششم، به قلم استاد ارجمندم حجت الاسلام و المسلمین بهجت پور به رشته تحریر درآمده است، برای سرنخ تولید محتوا خدمتتان تقدیم می شود.

 

 

شکرگزاری، سرآمد حکمت است. (ر.ک: آیه‎ی 12) و پروردگار حکیم، برای انگیزش مردم به‎سمت شکرگزاری، ابتدا به نعمت‎های منحصر به‎فردی که حس شکرگزاری از خدا را زنده کند، توجه داده، پس ‎از آن، به تجلیل از لقمان پرداخت؛ او که حکمتش وی را به شکرگزاری ترغیب می‎کرد. سپس همین شکر را درقالب نصایح وی به فرزندش، دنبال کرده و روشن کرده سپاس‎گزاری، از خدا یا والدین، چنان اهمیتی داشته که از اولی‎ترین توصیه‎های پدر حکیم به فرزندش بوده است. (ر.ک: آیه‎ی 14) سپس با بیان برخی از نعمت‎های الهی که به‎منظور تسهیل زندگی و تأمین رفاه مردم (ر.ک: آیه‎ی 20) ایجاد شده است و گرفتن اعتراف از مشرکان درباره‎ی نعمت آفرینش آسمان‎ها و زمین، و بیان مالکیت مطلق او بر هستی (آیات 25 و 26) و بیان ناممکن شمردن شمارش نعمت‎ها (آیه‎ی 27) و توضیح نعمت خدا در سامان دادن به حرکت شب و روز و ماه و خورشید (ر. ک: آیه‎ی 29) و نیز یادآوری نعمت حرکت کشتی‎ها در دریاها (ر. ک: آیه‎ی 31) انگیزه‎ی شکرگزاری را تقویت می‎کند و در این ‎بین، از ناسپاسی و منکر شدن برخی از مردم و تبعات منفی ناسپاسی و انکار، پرده بر می‎دارد. (ر.ک: آیات21، 23، 24، 25، 32). خلاصه؛ چشم بشر، آن‎گاه به حقیقت باز می‎شود که آیات الهی را در تکوین و تشریع ببیند، و این اتفاق، هنگامی حادث می‎شود که پیش‎تر چشم انسان به نعمت‎های الهی و بخشندگی او، باز شده باشد.

از دیگر سو، خدای حکیم در سوره‎ی لقمان برای منفور کردن ناسپاسی‎ها، روش ویژه‎ای به‎کار گرفته است: ابتدا

هنجارسازی مفاهیم دینی راهی جز وحی ندارد/ کارکردهای تفسیر تنزیلی در مهندسی فرهنگی

تفسیر تنزیلیبه گزارش ایکنا، پس از انتشار مقاله استاد حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی ایازی در مورد تفسیر تنزیلی و لرزان دانستن پشتوانه علمی این تفسیر، حجت‌الاسلام والمسلمین محمد سلطانی، پژوهشگر و محقق و از شاگردان استاد عبدالکریم بهجت‌پور، نویسنده تفسیر همگام با وحی(تفسیر تنزیلی) همچنین از شاگردان حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی ایازی، به توضیحاتی در مورد این تفسیر، وجوه تمایز آن با تفاسیر دیگر و تفاوت‎ها و تمایز بین این سبک نوپدید تفسیری در ایران و در شیعه، با کارهای پیشین اهل تسنن که خارج از ایران در فلسطین و سوریه و مراکش و ... پرداخت.

وی همچنین مرز میان این سبک با نوع نگاه کسانی مانند مرحوم بازرگان و آقای جلال الدین فارسی در آغاز انقلاب تا  کسانی که در این اواخر از اساتید فاضل دانشگاه به تاریخ‌گذاری سوره‌ها علاقه‌مندند و آن را وجهه همت خود قرار داده‌اند را تبیین کرد.

سلطانی از آغازین روزهایی که حجت‌الاسلام بهجت‌پور در سال 80 کار تفسیر همگام با وحی را شروع کردند، در این مسیر 18 ساله، خط به خط در کنار تفسیر همگام با وحی و اعظم آثار دیگر استاد بهجت‌پور بوده و با تاریخ شکل‌گیری تفسیر همگام با وحی و تفاوت این تفسیر با تفاسیر ترتیبی مصحفی موجود و نیز تفاسیر تنزیلی دیگر به خوبی آشنا باشد. در ادامه مشروح این گفت‌وگو از نظر می‌گذرد؛

وی در این گفت‌وگو بیان کرد: استاد بهجت‌پور از همه کسانی که توجه به مباحث تفسیر تنزیلی  و سبک تفسیر همگام با وحی دارند قدردانی می‌کنند، ولی گویا ناقدین محترم ظاهراً همه منابع را دیده‌اند، الا تفسیر همگام با وحی و دیگر آثار استاد بهجت پور را.

سلطانی با اشاره به نظریه استاد بهجت‌پور در مهندسی فرهنگی که در مجله راهبرد فرهنگ شماره 27 که در پاییز 93 با عنوان روش کشف الگوی اسلامی مهندسی فرهنگی منتشر شده است، با طرح این سوال که آیا منتقدین این سبک تفسیری این مقاله را دقیق خوانده‎اند؟ ادامه داد: تفسیر همگام با وحی نه از سر تفنن و ... بلکه از سر یک ضرورت تولید شده است. نویسنده این تفسیر کسی است که خود سالیان سال از ابتدای انقلاب اسلامی در عرصه‌های مختلف مدیریت فرهنگی کشور در حوزه و دانشگاه و کف جامعه مشغول کار فرهنگی بوده و یک سوال ذهن ایشان را همیشه مشغول خود داشته است که ما برای انتقال فرهنگی باورهایمان چه باید بکنیم؟ ما چه باید کنیم که داشته‌های ایمانی جامعه را حفظ کنیم.

تفسیر همگام  با وحی از روی تفنن نیست

وی با بیان اینکه تفسیر تنزیلی دنبال پاسخ به سؤالاتی از این دست است که آیا ما می‎توانیم با بررسی مدل کار پیامبر(ص) در مکه و مدینه و کاری که ایشان در این 23 سال انجام داد، به یک الگو برسیم؟ اضافه کرد: بنده خود شاگرد استاد ایازی بوده‌ام و از ایشان بهره‌های علمی فراوان کسب کردم و هرگز خودم را در جایگاهی نمی‎بینم که بخواهم به عرایض استاد نکته یا نقدی بزنم اما کاش حضرت استاد افراد مختلفی را که با نگاه ترتیب نزولی به کار قرآنی پرداخته‌اند از هم جدا می‌کردند؛ بنده احساس می‌کنم که حضرت استاد، کتب استاد بهجت‌پور خصوصا جلدهای اخیر همگام با وحی را که اوج کار تفسیر تنزیلی است ملاحظه نکرده‌اند.

این پژوهشگر تصریح کرد: مرحوم معرفت در آخرین روزهای حیاتشان به استاد بهجت‌پور فرمودند

مشهور بین علما تفسیر و علوم قرآن، مکی بودن این سوره است، ولى در احتمالی ضعیعف مدنى بودن آن ادعا شده است. این احتمال از سوی خفاجی نیز داده ‌شده است که این سوره یک بار در مکه و بار دیگر در مدینه نازل شده باشد،[1] ریشه این ادعاها برگرفته از روایتی منقول از انس بن مالک است که پیامبر اکرم6 در مدینه بعد از چرتی که بر ایشان عارض شد، با شادابی از این حالت خارج شده و فرمودند: درباره‎ی من سوره‎ای نازل شد و شروع به تلاوت سوره کوثر کردند[2]. این روایت در حالی است که

حجت الاسلام سلطانی ، مدیر گروه تفسیر تنزیلی موسسه تمهید:
با همت پژوهشگران مخلص و جهادی گروه تفسیر، بحمدالله فیش برداری سوره بلند نحل ( ۷۰ نزول ) که ۱۴و نیم صفحه از قرآن را به خود اختصاص داده است تمام شد. سوره نوح نیز قبلاً تمام شده و سوره های ابراهیم و انبیا (72 و 73 نزول) هم ان شاالله تا عید امسال تمام می شود. سوره مومنون (74 نزول) نیز ان شاالله تا عید یا اردیبهشت تمام شود. ان شاء الله با اتمام فیش برداری سوره مومنون، فیش برداری جلد نهم هم تمام می شود.

دوستان فیش بردار را دعا بفرمایید ک خدا توفیقشان را مضاعف و عزمشان را راسختر نماید. شاید این کار، سخت ترین و تخصصی ترین کار در حیطه پژوهش تفسیر ترتیبی باشد و بنده و استاد خدا را شاکریم ک چنین یاران صبور و دقیقی نصیب تفسیر همگام با وحی شده است.

ان شاء الله با همت دوستانمان و عنایتی که خدای متعال بفرماید، جلد دهم را هم در سال آینده از سوره سجده کلید بزنیم و تا پایان سال 99 فیش برداری تمام شود و با اتمام این جلد، سور مکی به اتمام برسد.

ویراست جدید جلد اول هم به حمدالله با کمک دوستان دقیقمان بعد از تکمیل و غنی سازی و جابجایی و بر اساس منهج جدید، برای استاد آماده گردید و نگارش آن توسط استاد هم تمام شده و در مرحله تکمیل و ویراستاری می باشد.

جلد دوم هم تا امروز تا سوره صاد ۳۸ نزول برای استاد آماده شده و فقط از این جلد سوره اعراف ۲۰۶ آیه ای مانده، ک دعا کنید توفیق داشته باشیم تا عید  برای استاد آماده سازی شود.

حضرت استاد هم در جلد دوم شنبه سوره بروج را تمام کردند.

هفته پژوهش را از طرف موسسه تمهید به همه شما دوستان و خصوصا فیش برداران تفسیر همگام با وحی تبریک عرض می کنم.


به مناسبت هفته پژوهش

نمایشگاهی از کتب و مقالات مرتبط با ترتیب نزول و آثار استاد بهجت پور و پایان نامه های مرتبط شکل داده ایم.


زمان مراجعه از امروز چهارشنبه 98/9/26 ساعت 12 تا یکشنبه اول دی
هر روز از ساعت ۷ و نیم تا دو
پنج شنبه تا یک

احتمالا یکشنبه شب هم دور هم در موسسه جمع شویم

مکان: موسسه تمهید
خ زنبیل اباد، خ ابالفضل، خ دانش، ک ۶, پ ۲۹

با توجه به انتشار نگاشته جدید استاد ایازی در سایت ایکنا محققین گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید مطالعه نظرات ایشان در این مقاله را در دستور کار خود قرار داده اند، تا در صورتی که حضرت استاد مطلب جدیدی غیر از نقدهای قبل بر این سبک تفسیری دارند، استفاده نماییم و در صورت موجود بودن پاسخ، پاسخ مقتضی به ایشان داده شود.

گروه علمی تفسیر تنزیلی با افتخار تمام از مباحث نقد استقبال می کند و این را حق طبیعی تمام محققین می داند. ما نیز ادعایی نداریم  و می دانیم که این راه هنوز در آغاز خود است، اما تنها تقاضایمان از ناقدین عزیز و دلسوز آن است که لطفا پس از مطالعه دقیق و منصفانه آثار استاد بخصوص جلد ششم تفسیر همگام با وحی، کتاب مبانی، اصول، قواعد و فواید تفسیر تنزیلی و نیز کتابهای مهارت بیان تفسیر  و روش نهادینه سازی پوشش اسلامی استاد بهجت پور اقدام به نقد نمایند و حساب کار ایشان را از دیگر کارهای تنزیلی که توسط اهل سنت و نیز بازرگان

گروه حوزه‌های علمیه ــ حجت‌الاسلام عبدالکریم بهجت‌پور، نویسنده تفسیر تنزیلی «همگام با وحی»، به سخنان حجت‌الاسلام محمدعلی ایازی مبنی بر لرزان بودن پایه «تفسیر تنزیلی» واکنش نشان داد و به انتقادها درباره روش و دستاورد تفسیر تنزیلی پاسخ گفت.

واکنش نویسنده تفسیر تنزیلی«همگام با وحی» به سخنان استاد ایازیحجت‌الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت‌پور، نویسنده تفسیر تنزیلی «همگام با وحی» و مدیر حوزه علمیه خواهران، در گفت‌وگو با ایکنا گفت: سخنان فاضل ارجمند جناب آقای ایازی را در نقد تفسیر تنزیلی که در ایکنا منتشر شد دیدم. به همین مناسبت لازم است ضمن تشکر و قدردانی از ابراز نظر ایشان، سه نکته را به عرض رسانم.

وی افزود: نکته اول در مورد مخاطب قرآن که به فرموده برادر ارجمند، «مخاطب قرآن انسان است نه مؤمن و نه مخاطب زمان نزول»؛ در نقد این نکته باید گفت: در این که خداوند برای هدایت انسان با او سخن می‌گوید، تردیدی نیست؛ «هُدًى لِلنَّاسِ»، اما این واقعیت بدان معنا نیست که مخاطب قرآن را به طور کلی انسان به شرط «لا» فرض کنیم، در حالی که آنچه در قرآن مشاهده می‌شود، خطاب انسان بشرط «شیء» است.

این قرآن‌پژوه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ  اندیشه اسلامی تصریح کرد: در حقیقت نادیده گرفتن شرایط انسان مخاطب قرآن، به معنای ساده‌سازی تفسیر قرآن و گذر از بسیاری جزئیات موجود در آیات قرآن است. قرآن همیشه با انسان، بسیط و ابتدایی سخن نگفته، بلکه گاه برای هدایت انسانی که مراحلی از هدایت را گذرانده و مثلاً با ایمان و پرهیزگار شده سخن می‌گوید: «هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ»، «هُدًى لِلْمُتَّقِینَ». حتی خود پیامبر(ص) با همه کمالات، در هر مرحله‌ای از انجام وظیفه، سخنی متناسب با این همان مرحله را دریافت کرده است: «وَ لا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناکَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِیراً». 

مخاطب قرآن در همه موارد انسان‌ها نیستند

نویسنده تفسیر تنزیلی «همگام با وحی» ادامه داد: از جهت دیگر قرآن در عین حالی که با انسان با مراتب مختلف سخن می‌گوید، با انسان با شرایط محیطی مختلف و موقعیت‌های مختلف نیز سخن گفته است. مثلاً انسانی که در مکه است، فرد یهودی که در مدینه است، منافقی که در مدینه موضع خاصی می‌گیرد و ... مدنظر قرآن بوده است. با توجه به شرایط محیطی، هدایت‌های قرآن را به مخاطب منتقل می‌کنیم. از همین جاست که سرّ پدیده مهم جری و تطبیق قرآن مطرح می‌شود.

بهجت‌پور اظهار کرد: اصطلاح مهم جری و تطبیق به معنای خروج آیه از شرایط محیطی تنزیلی و تطبیق پیام فطری آن بر شرایط محیطی جدید، با ویژگی‌های جدید است. پدیده جری و تطبیق، یکی از فواید مهم رویکرد تنزیلی در تفسیر قرآن را روشن می‌کند، چراکه با ترسیم شرایط محیطی نزولی، زمینه برای جدا کردن پیام آیه از آن شرایط و تطبیق بر شرایطی مشابه، فراهم می‌شود.

وی در نتیجه‌گیری از بخش نخست سخنانش تصریح کرد: خلاصه نکته اول آنکه، مخاطب قرآن، همیشه انسان بما هو انسان نیست. نکته دوم بنده در اشکالی است که جناب استاد ایازی بر مبنای تفسیر تنزیلی مطرح کرده و آن را متزلزل خوانده‌اند؛ ظاهراً برادر عزیزم آشنایی با مبانی حقیر در تفسیر تنزیلی ندارند؛ اینجانب در کتاب «تفسیر تنزیلی، مبانی، اصول، قواعد و فواید» که در سال ۹۲ منتشر شده به این سؤالات پاسخ داده‌ام.

مسئله در تفسیر تنزیلی سیر مراحل تحول است

وی افزود: به اختصار اشاره می‌شود که اصلاً اعتقادی به تاریخ‌گذاری به معنای ثبت تاریخ نزول سوره‌ها ندارم، چه به شکل استفاده از روایت، چه از متن، و چه نظام ریاضی. بلکه در تفسیر تنزیلی تنها باید به دنبال سیر تحول محتوای مطرح شده در قرآن باشیم، چون نظام تغییر و تحول در قرآن بر اساس تغییر احوال است: «انَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم». اما اینکه این تغییرات در سال اول بعثت رخ داده یا سال دوم یا سوم، آن گونه که در تحقیقات مستشرقان مشاهده می‌کنیم، اهمیت ویژه‌ای ندارد. مسئله بنده تاریخ و تاریخ‌گذاری نیست، مسئله در تفسیر تنزیلی، سیر مراحل تحول است.

نویسنده تفسیر «همگام با وحی» بیان کرد: روش اینجانب در کشف ترتیب نزول بدین قرار بوده که

عرض سلام و ادب خدمت مخاطبین فرهیخته و قرآن دوست

با توجه به اینکه مجلد اول تفسیر همگام با وحیِ مفسر گرانقدر و گرانمایه، حضرت حجت‎الاسلام عبد الکریم بهجت‎پور توسط ایشان در حال ویراست جدید است، و نسخه چاپی جلد اول ویراست قبل این اثر که هم‎اکنون تقدیم می‎گردد، در بازار موجود نبود، موسسه تمهید با اجازه استاد محترم، اقدام به انتشار فایل پی‎دی‎اف کتاب نمود.
از آنجا که این اثر اولین تفسیر تنزیلی شیعی در دنیای اسلام است و دستاوردهای اخیر استاد بهجت‎پور در حدود ده سال اخیر در این مجلد گنجانده نشده بود، گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید، ویراست جدید حلدهای اول تا سوم این اثر را در دستور کار خود قرار داده، تا مخاطبان ارجمند با سیر نزول سوره های قرآن و نیز مراحل تحول، دقیق تر آشنا شوند.
مواردی از نکات ناب ویراست جدید این اثر را در وبلاگ گروه تفسیر تنزیلی موسسه تمهید با آدرس ( hamgambavahy.blog.ir ) (وبلاگ حاضر)در اختیار شما قرار داده‎ایم، تا از مطالب جدید مرتبط با این جلد نیز محروم نمانید. شما می‎توانید با عضویت در کانال مجازی موسسه تمهید در نزم‎افزار ایتا (https://eitaa.com/mtamhid) ، از به روزرسانی مطالب بلاگ و نیز زمان چاپ ویراست جدید مطلع گردید، و اخبار و محتواهای تولیدی تفسیر تنزیلی را پی‎گیری نمایید.
 

علاقه مندان می توانند فایل جلد اول تفسیر را از اینجا دانلود نمایند.

استاد بهجت پور در آیه اول سوره توحید یعنی «قل هو الله احد» برخلاف سایر مفسرین، هو را ضمیر شأن ندانسته اند و با توجه به ارتباط سوره توحید با سوره کافرون، آن را اشاره به معبود مستفاده از آیات سوره کافرون می دانند.

با هم تفسیر آیه اول سوره توحید در ویراست جدید تفسیر همگام با وحی را می خوانیم:

خدای متعال در آغاز سوره، با تعبیر «قُل» حضرت محمد… را مأمور اعلام وحدت ذات و صفات خدای متعال می‎کند؛ همچنانکه در سوره‌ی کافرون با همین تعبیر «قُل»، ایشان را امر به اعلام موضع صریح توحیدی خویش کرد. آن حضرت در سوره‌ی کافرون از معبودی غیر از معبودهای معهودِ کافران نام برد، پس در این سوره به بیان صفات و ویژگی‎های آن معبود می‎پردازد و در اولین آیه، خدا را «اَحَد»، یعنی ذاتی که قبول کثرت و تعدد نمی‎کند، می‌خواند. گفته شده «هُوَ» ضمیر شأن است؛ یعنی مرجعِ ضمیر، کلمه‌ی «اَلله» است که پس از ضمیر قرار گرفته است. گفتنی است این‌گونه عبارات برای تثبیت و توجه‌دادن مخاطبان به مطلب است. ضمیر غایب «هُوَ» اشاره به غایب بودن خداوند از چشم‎ها و دور بودن از حواس دارد و رمز و اشاره‎ای به نهایتِ خفا و دوری ذات باری تعالی از دسترس افکارِ محدود مخلوقات می‎باشد. با توجه به ارتباط سوره‎ها می‎توان احتمال داد که «هُوَ» اشاره به معبود مستفاد از آیات سوره‌ی کافرون است: «لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ». «أحَد» وصفی که از «وحدت» گرفته شده است، مثل

فضیلت سوره توحید

در حدیثى از پیغمبر اکرم9 نقل شده است، که فرمود:

«أَ یعْجِزُ أَحَدُکُمْ‌ أَنْ‌ یَقْرَأَ ثُلُثَ‌ الْقُرْآنِ‌ فِی‌ لَیلِهِ فَلَمَّا رَأَى أَنَّهُ قَدْ شَقَّ عَلَیهِمْ قَالَ: مَنْ قَرَأَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ فِی لَیلِهِ فَقَدْ قَرَأَ فِی لَیلَتِئِذٍ ثُلُثَ الْقُرْآنِ‌ ؛[1]  آیا کسى از شما عاجز است از این‌که یک سوم قرآن را در یک شب بخواند؟! چون دید که این کار بر آنان دشوار است، فرمود: هر کس در شب سورۀ اخلاص را بخواند در آن شب یک سوم قرآن را خوانده است.»

در روایت دیگرى از امام صادق7 آمده است:

«أَنَّ النَّبِی9 صَلَّى‌ عَلَى‌ سَعْدِ بْنِ‌ مُعَاذٍ فَقَالَ: لَقَدْ وَافَى مِنَ الْمَلَائِکةِ سَبْعُونَ أَلْفاً وَ فِیهِمْ جَبْرَئِیلُ7 یصَلُّونَ عَلَیهِ فَقُلْتُ لَهُ: یا جَبْرَئِیلُ! بِمَا یسْتَحِقُّ صَلَاتَکمْ عَلَیهِ، فَقَالَ: بِقِرَاءَتِهِ‌ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ قَائِماً وَ قَاعِداً وَ رَاکباً وَ مَاشِیاً وَ ذَاهِباً وَ جَائِیاً؛[2] هنگامى که رسول خدا9 بر جنازۀ سعد بن معاذ نماز گزارد، فرمود: هفتاد هزار ملک که در میان آن‌ها جبرئیل نیز بود، بر جنازۀ او نماز گزاردند! من از جبرئیل پرسیدم: او به خاطر کدام عمل مستحق نماز گزاردن شما شد؟ گفت: به خاطر تلاوت "قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ" در حال نشسته و ایستاده، سواره و پیاده، و رفت و آمد.»

و در حدیث دیگرى از امام صادق7 مى‌خوانیم:

 از مجموعه آیات و سور گذشته معلوم می‎شود که قرآن در مطرح ساختن مسأله‌ی توحید، روش ویژه‎ای را تعقیب نموده است. این روش بر پایه نگاه قرآن به تربیت توحیدی استوار است. قرآن از خدا سخن نگفت، تنها برای اینکه مردم به معرفت الله برسند، بلکه از خدا سخن گفته تا مردم بر پایه معرفت، بندگی کنند و سراسر زندگی خود را متناسب با این اندیشه، سامان دهند: « صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ»؛ « رنگ (و نگار) خداوند را (بگزینید) و خوش‏رنگ (و نگار)تر از خداوند کیست؟ و ما پرستندگان اوییم.» (بقره 87/ 138) از این رو طرح مسأله معرفت در لابه لای آیات و مناسبت هایی که واکنش های بندگی باید بروز کند، مطرح می شود، و چنانکه در سیر نزول مشاهده کردید مباحث توحید ذات و صفات را متأخر از مباحث توحید افعالی و توحید عملی قرار داد تا مخاطبان رابطه خود با جهان غیب را از نقطه ای آغاز کنند که واکنش های رفتاری مثل تسلیم و تقوا و عبادت و خشیت و امثال آن را به دنبال داشته باشد. سپس چنان که مشاهده می کنید به تدریج و از سوره کافرون تاکنون تصویر ذات و صفات باری تعالی را روشن تر و شفاف تر می سازد و به دفع پیرایه های احتمالی در این باره می پردازد.

قرآن در آغازنزول و از سوره علق بر صفت های آفریدگاری و ربوبیت تکوینی توجه می دهد و آن ها را پایه ارتباط مردم با جهان معنا و درک ربوبیت تشریعی قرار می دهد و اضطرار و فقر انسان را به پروردگار ثابت کرده، ایشان را به تسلیم شدن و ترک سرکشی در مقابل فرامین ربوبی فرا می خواند. ( ن. ک. به ترتیب : سوره های علق، قلم، مزمل، مدثر) پس از آن به بیان ارتباط صحیح و شایسته‌ی انسان با پروردگار ‎پرداخت، نظیر سوره‌ی حمد، و در گامی دیگر، نقش این رابطه را در پذیرش قرآن به عنوان کلام الهی که انسان را به استقامت شخصیت می رساند: (ر. ک. سوره تکویر نزول 7) و نقش همراهی